... تا یک ساله شدنت +راه افتادن
حال ِ وصف ناشدنی ِ این روزهای مرا فقط این روزها میدانند و بس کسی میداند آیا چگونه میشود این روزهای مرا برای ابد ثبت نمود؟! شیرینی ِ با تو بودن را چگونه میتوان در خاطر سپرد وقتی نمیتوان حتی ذره ای از آن را بر روی کاغذ انعکاس داد؟! .... گویی نمیشود کاری کرد... جز اینکه در لحظه لحظه های داشتنت چنان خود را غرق سازم که مجالی برای خشک شدن خاطرت از خاطرم باقی نماند... از پنجشنبه 28 تیر دیگه عمو امین (شوهر خاله) رو شناختی و وقتی گفتیم "عمو کو؟"به طرفش برگشتی (تو خونواده ی ما رسمه که بچه ها به آقایونی که نسبت خاصی باهاشون ندارن و یا گفتن نسبتشون سخته عمو و به خانمهایی که این شرایطو دارن خاله میگن) جمعه 29 تیر ماه برای ولین بار خو...






