علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
امیرحسین امیرحسین ، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

پسرهای دوست داشتنی ما

سه گانه ی خنده دار ِ تصویری

حتما یادتونه جریان هندوانه و داغ کردنش رو، بعد از اون ماجرا یک بار موقع کتاب خوندن برای پسری وقتی به این تصویر رسیدیم دیدم پسری با انگشت اشاره میکنه به قسمت ِ پایین ِ هندوانه در عکس و می گه "آتیش" ، یکی نیست پاسخگو باشه واقعا که این عکس چیه آخه برا بچه ها میکشن؟!   به نظر شما وقتی بچه ها میتونن قفلی که برای آب سرد کن یخچال تعبیه شده رو باز کنن و به خرابکاریشون بپردازن واقعا فایده ی این سیستم قفل کودک چی میتونه باشه؟! مدتیه رفتم تو فکر ِ قفل برای قفل یا  یه همچین طرحی   در ادامه ی نمایش سریالی ِ انواع ِ خوابیدن های این روزهای پسری باید عرض کنم خدمتتون که اینم یه مدل ِ دیگه از خوابیدن ...
20 مرداد 1393

آسمان رابه زمين دوختن

ياقادر           يکي از راهکارهاي ابتکاري ِ مادرانه ي من در آروم کردن پسري و پرت کردن حواسش و فراموش کردن غرغر و گريه ي ناشي از خواستن چيزي که نبايد و يابهانه گيري قبل از خوابش ....اينه که با سرعت نور براش قصه اي ساختگي تعريف کنم، آسمونو به زمين بدوزم و حسابي حرافي کنم و... به نحوي که گاهي خودم هم نفهمم چي ميگم...قصه هايي که خيلي اوقات نه سر دارن نه ته....بي مفهومن و بي مزه اما کاملا جذب کننده ي  حواس...نمونه اش چهارشنبه تو ماشين موقع رانندگي ...نتيجه اش هم شد بي خيال شدن پسري  از بهونه گرفتن قبل خواب و به خواب رفتنش و البته کف نمودن دهان خودم   پي نوشت:کتاب مادرکافي رو خري...
19 مرداد 1393

مادران و گريه ی کودکان

یا صابر نمی دونم چرا از وقتی مادر شده ام با شنیدن ِ صدای ِ گریه ِ بچه ها انگار بر دلم نیشتر می زنند و ناخواسته می خواهم بزنم زیر ِ گریه...با این حساب شاید مواقعی که پسرکم در حضور بقیه گریه سر می دهد همین حال ِ مرا دیگر مادران داشته باشند درحالیکه در آن لحظات  من ِ مادر  صبورترین و بی تفاوت ترینم نسبت به او...البته نه اینکه در صدد آرام نمودنش نباشم اما اوضاع و احوال ِ دلم مطمئنا به منقلبی و آشوبی ِ وقتی صدای گریه ی کودک ِ دیگری را می شنوم هم نیست...   پی نوشت1:این موضوع رو قبلا از زبون زن داداشم شنیده بودم و بعد از تولد پسرم بود که کاملا درکش کردم. پی نوشت2: شاید همین حس ترحم به گریه ی کودکان دیگر است که باعث ...
15 مرداد 1393

به بهانه ي حفظ محيط زيست

يا ستار نه فقط به خاطر بزرگ شدن و آقا شدنت، و نه به خاطر گذشتن  از مرحله ي بعدي مستقل شدنت، و نه به خاطر رهايي از بند اسارتش و آزاد شدنت، و نه به خاطر سبک کردن هزينه ها ي خانوار، و نه به خاطر خلاصي از نصايح بزرگترها مبنی بر شروعش و نه....  فقط و فقط به خاطر حفظ محيط زيست و محیط  ِخونمون بيا و بزرگي کن و در پروژه ي ترک ِ پوشک  ِ در پیش رویمان همکاري بنما .   پي نوشت1:گرچه شايد اين پوشکها به خاطر تجزیه پذيربودن ضررشون خیلی کمتر از ظروف يکبار مصرف غيرگياهي باشه. پي نوشت2:ان شاالله به زودي اين پروژه رو شروع خواهيم کرد. پي نوشت3:فردا ان شاالله مسافريم...مقصدمون همون همیشگیه...عباداتتون قبول...عيد...
4 مرداد 1393