علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
امیرحسین امیرحسین ، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

پسرهای دوست داشتنی ما

سفر به نور

سلام به امید خدا فردا عازم خطه ی سبز شمال کشور هستیم،  هر چی تلاش کردیم که دیگه  این دفعه  بریم سمت ِ گیلان و مزاحم ِ هموطنان ِ عزیز گیلکیمون بشیم باز هم مازندرانی های مهربون اجازه ندادن زیرآبی بریم و از دستشون فرار کنیم... و "نور" مقصد سفرمونه. به امید دیدار
3 شهريور 1393

تولد و مهمون ناخونده

یا شافی سه شنبه 21 مرداد وقتی از خونه مامان اینا برگشتم و پسری خوابش برده بود متوجه شدم روی پاهاش یه برجستگیهای بی رنگی شبیه وقتی حشره ای نیش زده باشه هست...بعد از بیدار شدنش دیدم قرمز شدن و بیشتر و شبیه  دونه های کهیرن... ازهمون شب با نسخه ی زن داداشم به دونه ها پماد کالامین زدیم و به تجویز همسرم  هیدروکسی زین دادیم بخوره... فرداش دیدم بیشتر شده و خودم بردمش دکتر...دکتر خودش، روان پارسا...اون هم تجویزش همون داروهای خودمون بود و دیگه نسخه رو از داروخانه نگرفتم...توصیه کرد غذاهای ساده بهش بدیم بخوره و لباسش رو مراقب باشیم که نخی باشه و ...و گفت اگر بیشتر بود باید آمپول کورتون میدادیم برای کنترلش اما الان کمه و لازم نیست... ا...
26 مرداد 1393

انعکاس ِ رفتار ِ ما

یا تواب اولین برخورد پسرمون با بچه ی کوچکتر از خودش (البته از وقتی که دیگه راه می رفت و برای خودش صاحب راي شده بود و وجود بچه ی دیگه رو برای خودش مزاحم می دونست، نه مثل بچگی هاش که تا بچه می دید با ذوق و شوق می گفت "نی نی") وقتی بود که بهار رو دید...البته قبل از اون هم وقتي ده ماهش بود یک بار با دختر همسایه مادرشوهرم هم روبه رو شده بود و اون روز هم حرکات خطرناکی داشت و باید مراقبش می بودم، با بهار خوب بود مگر اینکه ما جلوي ديدگان پسري بهش توجه  می کردیم، اگر بهش توجه می کردیم و بهش می خندیدیم و باهاش حرف می زدیم سریع می اومد و یه چک می خوابوند توگوشش...طفلی بچه یکدفعه هاج و واج می شد...اوایل نمی فهمید چه خبره، کی میزنش و برای چی ...
23 مرداد 1393

خوش قولی

یا شفیع یادمون باشه که خوش قولی بزرگ و کوچیک نمی شناسه ... اگر می خواهیم حرفمون همیشه و همه جا برای فرزندمون برو داشته باشه... اگر می خواهیم فرزندمون روی ما و حرفا و قول هامون حساب باز کنه... اگر می خواهیم همیشه صمیمی ترین دوست ِ فرزندمون باشیم و بمونیم... اگر می خواهیم فرزندمون به حرفمون اهمیت بده و اولین کسی باشیم که باهامون مشورت می کنه... اگر می خواهیم فرزندمون درستکار باشه و درستکار بمونه... اگر می خواهیم فرزندمون بهمون اعتماد کنه... اگر میخواهیم با رفتارمون به طور عملی مبلغ خوبی برای دین خودمون و فرزندمون باشیم... و هزاران اگر ِ دیگر... خوش قول باشیم...یا قول ندیم یا اگر دادیم پاش بمونیم حتی اگه قرار با...
21 مرداد 1393