علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
امیرحسین امیرحسین ، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

پسرهای دوست داشتنی ما

ختم قرآن در ماه مبارک رمضان

یا حکیم سلام دوستان شروع ماه ِ مبارک ِ رمضان رو بهتون تبریک میگم وامیدوارم بتونین از این خوان ِ رحمت ِ الهی به قدر همتتون توشه بردارید. و ما رو در لحظات معنوی ِ سحر و افطار  از دعای خیرتون فراموش نکنین. به امید ِ اینکه این ماه مبارک آخرین سال ظهور حضرت باشه و همینطور برآورده شدن حاجات تمام شیعیان دوباره یک ختم قرآن راه انداختم، امیدوارم این ختم دسته جمعی قرآن هدیه ای باشه هرچند ناچیز از طرف شرکت کنندگان دراتمامش به اماممون و  پاداشش نوری باشه که زندگیهامونو پرتلالو و زیبا کنه. ممنون و التماس دعا شماره جزء نام دوستان شماره جزء نام دوستان 1 انتخاب شده 16  خودم 2 ...
8 تير 1393

امامزاده هاشم

یا قادر   تازگیها فهمیدم یکی از امامزدگانی که میشناختمشون و خیلی از اوقات از کنار مقبرشون به سادگی عبور می کردم و یا اینکه از سر  عادی شدن زیارتشون  ولع و اشتیاق خاصی برای رفتن به بقعشونو نداشتم از اجداد بزرگوارمون هستند.                       پسرکم دیروز همراه پدرت رفتیم زیارتشون، دوست داشتم ببریمت اما به پیشنهاد بقیه قرار شد یه گشت و گذار ِ دونفره داشته باشیم، .... حواست باشه که خوب جاییه برای گرفتن حاجات، هرچی باشه یه نسبت فامیلی داریم باهاشون، حس خوبی بود اینکه می دونستی آقایی که روبروشون ایستاده ای  ب...
7 تير 1393

شوک ِ تعداد ِ بازديد کنندگان

سلام دوستان امروز اينجا دوباره يه خبراييه و من بي خبرم گويا؟   قريب به هزارو سيصد بازديد؟! آمار گيرم خرابه حتما، نه؟!  شايد هم واقعي باشه ، پس وظيفمه عرض ارادتمو تقديم کنم به اين همه دوست خاموش، راستي سخت نيست این همه خاموش بودن؟!   پی نوشت: این پست و یا پستهای مشابه این مدلی این شبهه رو ایجاد نکنن که من خیلی درگیر ِ خاموش بودن دوستان ِ خاموشم هستم، نه، این جور نوشته ها رو بیشتر من باب ِ ابراز ِ تعجب خودم و همینطور نیمچه تحریکاتی جهت تشویق دوستان به روشن شدن میگمارم گاه گاهی...شما  فکرهای بد نکن یه وقت   ...
4 تير 1393

تساوی ِ برد - برد

یا عالی   بچه ها خیلی زرنگتر از اونی هستن که مافکرشو می کنیم، حرفها و دیالوگهای رد و بدل شده بین اطرافیان به خصوص والدینشونو خیلی خوب می گیرن و پردازش می کنن 1 ، بچه ها خیلی خوب حس ما و حس رابطه ی زناشویی والدینشونو درک می کنن، از طریق چهره، تون صدا و حالت برخورد و 2 ... بچه ها خیلی خوب می فهمن که ما چند مرده حلاجیم؟ چقدر در تصمیممون مصمم یا مرددیم؟ چقدر به حرفی که زدیم و قولی که دادیم پایبندیم (تنبیه یا تشویقی که براشون در نظر گرفتیم چقدر واقعیه؟)؟ 3 بچه ها خیلی خوب می فهمن کی حوصلشونو داریم و کی از دستشون و از دست شیطنتهاشون مستاصل شده ایم و نمی دونیم چطور باید کنترلشون کنیم 4 بچه ها با...
1 تير 1393

سه گانه های خنده دار (قاطی نمودن های ِ پسر ِ ما)

يالطيف کيوي رو خیلی وقته ميشناسه، به گمانم از عید به این طرف، اما نميدونم چرا از وقتی ملون و طالبی به بازار اومدن به اونها هم می گفت کیوي، چه شباهتی دارن نمی دونم؟! بهش ياد داديم درستشو،  چندروز بعد داشتم بهش کيوي مي دادم که ديدم بهش ميگه "  مه يو" يعني ملون، حالا بیا و درستش کن   از زمستون که برف ديده بود يادگرفته بود برف چیه و ...، البته فقط فکر می کردیم یاد گرفته، چون وقتی تو آسمون  بوديم و از پنجره ابرها رو دید شروع کرد به " بف، بف" گفتن   تو روزهای سرماخوردگی روزهای  اخیر براش هندوانه خریدیم، میوه ی محبوبش رو، یک بار خواستم بهش بدم بخوره دیدیم سرده و ممکنه گلوش رو بدتر کنه، به پیشنهاد همسرم جند ...
29 خرداد 1393

چیزی شبیه معجزه با "خواب*" ممکن می شود...

یا سمیع   اصلا باورم هم نمی شد به این زودی ها بتونم بدون بغل کردنش بخوابونمش، پریروز و دیروز برای خوابوندنش کلی اذیتمون کرد و اذیت شد، تاحدی که دیگه گریه ام گرفته بود، مقاومت با بسته شدن چشمهاش، بی قراری و گریه و آخرش هم بغل شدن و البته در کمترین زمان ممکن به خواب رفتن... همسرم و پدرم به اتفاق میگفتن مهم نیست که میخواد بغل بشه و بخوابه، این حالت براش جایگزین شیر از دست دادشه، منم میدونستم نباید زیاد بهش سخت بگیرم اما خب واقعا صرف اون همه وقت و انرژی برای خوابوندنش برام سخت شده بود، امروز پدرم گفت اینطوری فکر کن که این بچه باید تا دوسال شیر می خورده، پس حالا تا دوسالگی بهش مهلت بده تا اذیتتون کنه... امروز خونه بودیم، ا...
27 خرداد 1393