علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
امیرحسین امیرحسین ، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

پسرهای دوست داشتنی ما

سه گانه های یه کم خنده دار *

1393/2/7 15:48
نویسنده : mahtab
338 بازدید
اشتراک گذاری

از خونه که زدیم بیرون با کالسکه ای رو به رو شدیم با یک عدد نی نی در داخلش، منتظر بودم پسری بهش اشاره کنه و بگه "نی نی" که در کمال تعجب شنیدم میگه "می می، می می" (دقت دارید که پسر ما معمولا همه چیز رو دوبار تکرار میکنه)، خوب که دقت کردم دیدم نی نیه داشت پستونک میخورد1.

 

بعد از صحبت کردن باهاش و گذاشتن سطلی پر از اسباب بازی در مقابلش و نشوندنش در برابر تی وی، خوشحال از اینکه  دنبالم راه نیفتاد  هنوز  پاهایم را به  ح م  ا م نگذاشته  شروع کرد به داد زدن و "مامان دی ، مامان دی" گفتن، با این تصور که پشیمون شده و داره میگه بیا بیرون در رو باز کردم، دیدم با اشاره ی دستش همراهِ فریاد زدنش تلفنی که داره خودشو میکشه رو بهم نشون میده2.

 

داخل پارکینگ بودیم و در حال خارج نمودن کالسکه از پارکینگش ( انباری) که یکی از همسایه ها که از قضا آدم زیاد به جوشی  نیست رو دیدیم، بعد از یک مکث کوتاه و گفتن  سلام مسیرش رو به سمت درخروجی طی میکرد که پسری شروع کرد به "عمو عمو" گفتن، بعد از سومین عمو گفتنش اون آقا به اجبار برگشت به سمت عقب  نگاهی کرد و در جواب یک "جانم" ی به پسری گفت ، حالا من مونده بودم این وروجک در ادامه چی میخواد بگه؟! نه که خیلی هم خوش اخلاقه اون آقا کلی استرس گرفتم که نکنه بخواد سرکارش بذاره، دیدم با کلی ذوق و شوق با کمری خم شده به سمت اون بنده خدا دستهاش رو براش به نشونه ی بای بای کردن تکون داد و ول کن هم نبود، و اینگونه بود که همسایه ی کمی عصبانی ِ ما خنده کنان باهاش بای بای کرد و رفت بیرون3.

 

 *موضوعات ِ این پست شاید فقط برای خودم جالب و خنده دار باشه، ببخشید اگر خندتون نگرفت.

1- از اونجا که من از واژه ی "می می" زیاد خوشم نمیاد و اصلا بهش یاد نداده بودم کلی تعجب کردم، بعدش یادم اومد که خونه ی مامانم که بوده به پستونکی که اونجا داره این واژه رو اتلاق کردن و یاد گرفته.

2- نمیدونین چه مزه ای داشت که فهمید حرفمو و نخواست دنبالم بیاد، و چه مزه ای داشت اینکه سورپرایزم کرد و با صدا کردنش منو ترسوند که پشیمون شده ولی در اصل میخواست خبرم کنه برای برداشتن گوشی.

3- حس ِ خیلی خوبیه که بچه ی آدم برعکس خودش این توانایی رو داشته باشه که رو اخلاق ِ تلخ ديگران  تاثیر شیرین بذاره.

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان محمد مهدي (مرضيه)
7 اردیبهشت 93 10:23
جالب بود يك تفاهم ديگر: من هم از واژه مي مي خوشم نمياد و اصلا به كار نبردمش، پسرم هم اصلا نميدونه اين واژه يعني چي محمد مهدي كه به تلفن امان نميده تا زنگ بخوره خودش بدو بدو جواب ميده مورد سوم از همه بامزه تر بود، آخه ماها زودي در مقابل رفتار بد ديگران جبهه مي گيريم ولي بچه ها هنوز وارد اين واديها نشدن
mahtab
پاسخ
چه تفاهمی! پسر ما هنوز به اون جاها نرسیده، البته اون روز گوشی بالای اپن بود و دستش بهش نمیرسید خوبی بچه ها همینه دیگه، در قید و بند هیچی نیستن و این سادگیشونه که بی نظیرشون کرده
لیلی
7 اردیبهشت 93 20:19
عزیزمه این علیرضا کوچولو
mahtab
پاسخ
مامان کیمیا
8 اردیبهشت 93 0:18
کیمیا که این روزا شده منشی من وسریع تلفن رو جواب میده وکلی هم صحبت میکنه اخرش هم با وعده وعید گوشی رو میده به من.اما خوب این رفتار بچه ها هم جالبه.
mahtab
پاسخ
من عاشق منشی شدن این وروجک ها هستم پسر ما هنوز به این شغل شریف دست نیافته خدا گل دخترت رو براتون حفظ کنه
مدرسه ی مامان ها
8 اردیبهشت 93 9:58
سلام مامان عزیز چون که ما هم همین سایزیش رو داریم، کـــــــــــــــــــــاملا برامون دلنشین بود و خیلی درک کردیم و برامون کم و بیش این مدلی تکرار شده این قضایا. از شما دعوت می کنیم تا به جمع مامان های مدرسه ی مامان ها بپیوندید. توی این مدرسه همگی هم معلم هستیم و هم شاگرد... منتظر قدوم سبز و حضور گرمتون هستیم.
mahtab
پاسخ
سلام خانومی خدا براتون نگه داره فرزند دلبندتونو باعث خوشحالیه
رزماری
8 اردیبهشت 93 10:37
ای جانم ، دی دی به شیر نمی گفت ؟ سومی خیلی جالب بود .آفرین بر این اعتماد به نفس و قدرت ایجاد رابطه
mahtab
پاسخ
رزی جون از همین تریبون اعلام میکنم که به شیر میگه "دی" اما معمولا همه چیز رو دوبار میگه و به نظرت اومده میگه "دی دی" و علاوه بر شیر به هرچیزی که نتونه تلفظش کنه هم اتلاق میکنه این واژه رو در اون جمله ی خاص منظورش از "دی" تلفن بود، "دی" به نشستن، فاطمه و سارا(بچه های داداشم)، تلویزیون و خیلی چیزهای دیگه هم اتلاق میشن
مامان آرتین
10 اردیبهشت 93 2:32
برای منم این خاطرات خیلی شیرینه. خداحفظش کنه گل پسر باهوش و مهربونتونو
mahtab
پاسخ
ممنون خانوم گل به همچنین برای شما
تهمینه
10 اردیبهشت 93 11:51
نازی خدا حفظش کنه. وبتون رو دوست دارم. تعریف کردن این روزانه ها خیلی به آدم می چسبه.
mahtab
پاسخ
ممنونم لطف داريد اميدوارم علاوه بر خودم به شماها هم بچسبه