علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
امیرحسین امیرحسین ، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

پسرهای دوست داشتنی ما

نی نی و خاله اش

1391/9/9 7:47
نویسنده : mahtab
1,056 بازدید
اشتراک گذاری

نی نی ما یک خاله داره و یک دایی، اونم چه خاله و دایی مهربونی ، بابابزرگ و مامانیش هم که ماهن،

اما امروز میخوام بیشتر از خاله ی نی نی بنویسم.

این خواهر¸ ته تغاری من امسال همزمان دو تا عنوان جدید  پیدا کرده، از مرداد خاله شده، از مهر،

دانشجو. سال 91 براش خیلی پربار بوده تا حالا چشمک

روز تولد نی نی، از جمله منتظران پشت در اتاق عمل بوده این خاله خانوم، یه جوری از خاطره اون روز میگه

که واقعا اشک تو چشم آدم جمع میشهچشمکمن  بد جوری احساساتشو دست کم گرفته بودم و هنوز هم

باورم نمیشه که انقدر نی نیو دوست داشته باشه، اگه یه روز نبینه این کوچولو رو، روزش شب نمیشه،

وقتی میرم خونه مامانم بیشتر کارهای نی نی با اونه، اونجا که باشم نی نیو فقط وقتی گرسنش بشه

میبینم و گاهی از خونشون که برمیگردیم حس میکنم دلم برای پسرم تنگ شده ....

گاهی وقتا که پسرکم بغل  خالشه و من سر میرسم، خواهرم خطاب به نی نی میگه ”ببین مامان،

این خالته ها..... خیلی دوستت داره ها.... “ خنده

حالا همین روزهاست که بیاد و ادعای مادری کنه این خاله خانوم لبخند

یه بار بهم میگفت  فکر میکنه نسبت « خاله»  براش  دوره، حس میکنه بیشتر از اونی که یه خاله

خواهرزاده اش رو دوست داره عاشق این نی نیه، میگفت  کاش میشد یه نسبت بین خاله بودن  و مادری

ساخت....

خلاصه اوضاعی داریم ما.... روز به روز دارن وابسته تر میشن این دوتا به همدیگه، تا حالا باورم نمیشد که

این وروجک هم خالشو بشناسه ولی تازگی میبینم با دیدنش گل از گلش میشکفه و میزنه زیر خنده.....

 

 خدا پدر مادرها رو برامون نگهداره اما خواهر تو خونه داشتن  هم نعمت بزرگیه برا ما تازه مادرها، مامان

های گلمون که به اندازه کافی که نه بیشتر ازنیاز، برای ماها زحمت کشیدن و اذیت کردنشون تو نگهداری

نوه ها واقعا ظلمه، گرچه منم کم ظلم نمیکنم به مامانم..... روزهایی که خواهری نیست، زحمت نگهداری

از نی نی موقع نبودن من با مامان عزیزمه.....

یادم رفت بگم، نی نی ما یک عمو و دو تا عمه و پدربزرگ و مادر بزرگ پدری هم داره که اونا هم خیلی

دوستش دارن 


برای همه خاله ها، دایی ها، عموها، عمه ها،  پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها آرزوی سلامت وسعادت دارم

 

از این روزهای نی نی باید بگم که دیگه غریبی کردن رو کامل یاد گرفته و به آدمهای جدید نمیخنده و

جالب اینجاست که به رنگ مشکی لباس مهمونا آلرژی داره، بهشون اخم میکنه اما وقتی همون آدما

لباسای رنگی میپوشن باهاشون دوست میشه.....

جمعه تولد دختر داییاش (دوتا دختر دایی داره) بود ولی مثل تولد یک ماهگیش، تو عکسا خواب بود،

یعنی این پسر میخواد تو همه تولدا خواب باشه؟؟ناراحت

 از چند وقت قبل از تولد نگران بودیم که شاید گریه های کولیکی گل پسرم نذاره شب تولد بهمون خوش

بگذره اما به لطف خدا دل درداش خیلی بهترشده و اون شب هم پسر خیلی خوبی بود فقظ یه کم گریه

کرد که اونم  به خاطراین بود که نمیتونست تو سروصدا راحت بخوابهکلافه

 البته وقتی خوابید دیگه خوابید، اونم چه خوابیدنیلبخند

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

مامان امیر
16 آبان 91 9:43
ماشالا چه نازه این گل پسرت


ممنونم خانومی
خاله ماری
16 آبان 91 9:52
الاهی قربون اون آرامشی ک تو اون همه سروصداداشتی برم من


خدا نکنه خاله جونم
خاله ماری
16 آبان 91 9:57
خواهرعزیز
من فقط سعی کردم علیرضاجون از نعمت داشتن خاله ی خوب بی نصیب نباشه.تاچقدموفق بودم نمیدوووونم.بایدازخودش برسید


خواهر عزیزتر
همین جا اعلام میکنم که خیلی خیلی موفق عمل کردی،
کمی کمتر هم تلاش کنی باز هم علیرضا باید کلاهشو بندازه آسمون که همچین خاله ای داره

مامان نینی
16 آبان 91 13:01
ماشالاه آقا علیرضا خیلی نازه.بوس بوس
پسمل من هنوز اسم نداره!!!


لطف دارید.
مامان میثم وفاطمه
16 آبان 91 20:10
ممنون از راهنماییت عزیزم وقتی روی ادامه مطلب کلیک می کردم ارتباطم با وبلاگ شما قطع میشد ماشاالله پسر نازی داری خدا بهت ببخشه
مامان آوا
17 آبان 91 11:45
ماشالله به اين گل پسر خوشگل
خداحفظش كنه خيلي نازه
مامانش من از مايع شست و شوي فارلين استفاده ميكنم از بي بي كيش خريدم و خيلي راضيم .
خوشحالم كه باهاتون آشنا شدم


لطف دارید عزیزم
بی بی کیش کجاست؟ من نمیشناسم. تهرانه؟
منم خوشحال شدم عزیزم
مامان آوا
17 آبان 91 16:53
بي بي كيش همه جا شعبه داره (سيسموني) من از رشت خريدم.




چه عجیب که اسمشو نشنیدم. به هر حال ممنونم
زهرا
17 آبان 91 20:41
با این حساب خواهرهامون هم سن همدیگه اند! خواهر من که از قبل ازدواجم واسه بچه من غش و ضعف میرفت!!! اما واقعا رابطه خاله با خواهر زاده عجیب... منم دو تا خاله دارم. که یکیشون دوسال پیش تصادف کرد و با خانواده اش فوت شد و اونقد مرگش بهم ضربه زد که هیچ کی نمی تونه درک کنه. خاله بعدیم هم از من 1 سال و نیم کوچیکتره و یادمه شب آخر قبل از اومدنم به کانادا، شروع کرد گریه کردن و می زد تو سینه همسر می گفت داری همه چیمو ازم میگیری... واقعا این رابطه دوست داشتنی و قشنگ

چه جالب
خدا خاله عزیزت و خانوادشونو بیامرزه و این خالتو برات نگهداره عزیزم.ممنون که به سر زدی

مرمر
21 آبان 91 8:28
واقعا رابطه خاصی بین خاله و خواهر زاده هست.خواهر من هنوز محیا رو ندیده و ایشالا برای تعطیلات محرم میرم اهواز...از الان روز شماری میکنه واسه دیدنش و میگه باید چند هفته بمونی.هر روز عکس و فیلماشو براش میفرستم و حتی دیروز که محیا کولیک داشت بیشتر از من نگرانش بود...


سلام. همینطوره عزیزم. خدا هم نی نی هم خواهرتو برات حفظ کنه
پس شما اهل خطه جنوب هستی،مهربون و مهمان نواز، ما دوستای جنوبی داریم، خیلی مهربونن
پس دختر گل شما هم کولیک داره؟خیلی سخته، همین دیشب پسر من دو ساعت گریه کرد، خسته شدم خیلی
زهره
22 آبان 91 19:16
خوش به حالت با این خواهر گلت..نه من خواهر دارم نه همسرم.ولی واقعا خدا این مامانای گلمون رو برامون حفظ کنه.راستی ما به روزیم.

ممنونم. به جاش بقیه جای خاله و عمه رو برا نی نی و شما پر میکنن عزیزم.
ایشالا خدا مامانتو برات نگهداره
بهت سر میزنم

(نازنین) مامان آقا طاها
23 آبان 91 0:51
سلام عزیزم نینی منم یه خاله داره خالش 12 سالشه اما با اینکه خیلی کوچولو خیلی خوب به طاها رسیدگی میکنه من درکت میکنم خدا همه خاله هارو حفظ کنه ههههه

خاله و خواهر زاده مخصوصا اگر خواهر زاده پسر باشه با هم خیلی جور میشن
خدا برات هم خاله نی نی و هم خود نی نی رو نگهدراه عزیزم
مامان سها
24 آبان 91 12:51
خدا رو شکر که پسر کوچولو این همه فامیلای خوب دارن ...
خوش به حال این خاله مهربون ...

ممنونم. لطف کردید به ما سر زدید

مامی امیرحسین
14 آذر 91 15:03
واقعا" خاله مجرد نعمته!!! منم موقعی که خونه مامانم اینام مسئولیتم شیر دادنه و بقیه کاراش با خالشه! خدا حفظشون کنه

همینطوره ، واقعا کمک بزرگین، خدا نگهشون داره