علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره
امیرحسین امیرحسین ، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

پسرهای دوست داشتنی ما

داشته های امروز، آرزوهای دیروز

یا رحمان آرزوهای دیروز چقدر زود به عادی ترین روزمره های امروزمان تبدیل می شوند! اتفاقاتی که تا مدتی قبل روی دادنشان برایمان حکم ِ معجزه داشتند کی و چگونه  برایمان از بدیهی ترینها شدند؟ دعاهای دیروزمان با کدامین واژگان به عادی ترین شکل ممکن به استجابت رسیدند؟ داشته های امروز و فردایمان را کی، چگونه و با کدامین زبان و قلم می توان شکر نمود؟!   روزی از شیرگرفتنت، روزی دیگر پا به پای ما راه آمدنت در خیابان و روزی رهایی ات از پوشک آرزویم بود... و امروز چه ساده  آرزوهای مادرانه ام (تا این لحظه) را محقق شده می بینم اما چه سخت راضی می شوم به شاد بودن از تحققشان... راستی آرزوهایم برایت زیادی کوچک نیست عزیز ِ من؟!...
23 شهريور 1393

قطره قطره جمع گردد...

یا حی این روزها که  مدام در حال شنیدن صدای گوش خراش ِ زنگ خطر ِ کمبود آب هستیم چقدر در جهت حفظ این سرمایه ی عظیم، درست مصرف کردن و حتی گاهی کمتر مصرف کردنش تلاش می کنیم؟ حتی تصور ِ زندگی بدون ِ آب غیرممکن است... حالا این غیرممکن را برای عزیزترین ِ زندگیمان چگونه میتوانیم تصور کنیم؟ تحمل کنیم؟ پس دست در دست هم دهیم برای نجات از بی آبی...کم آبی که دیگر گریز ناپذیر است...و نجات هم که اگر میسر باشد خوب می دانیم موقتیست اما چاره چیست جز اینکه به ضرب المثل قدیمی گوش فرادهیم که: قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود *   * حتی اگر دریا نشود از تشنگی که نجاتمان خواهند داد این قطره ها پی نوشت: اگر تمام سعیما...
16 شهريور 1393