علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره
امیرحسین امیرحسین ، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

پسرهای دوست داشتنی ما

یاران و دوستداران

  یاری اندر وب نمیبینیم یاران را چه شد     دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد     پی نوشت: یاران و دوستداران در این بیت صراحتا به دوستانی اشاره داره که مدتیه بدجوری نیستن و غیبت دارن ...
10 آذر 1392

من نبودم دستم بود...

نمیدونم این دیگه چه صیغه ایه که وقتی میخواد کاری کنه که در درست یا نادرست بودنش یا ایمن یا خطرناک بودنش شک داره دست ما رو میگیره و به زور هل میده به سمت انجام اون کار؟! مثل ِوقتی که میخواد در ماشین لباسشویی رو براش باز کنیم یا به بخور داغ دست بزنیم.   پسرجان ِ ما در مورد اون شعر براش سوء تفاهم پیش اومده...    " من نبودم دست مامان یا بابام بود..." نه مجید جان...  "من نبودم دستم بود"*   *شنیدم اساس این شعر میخواد مسئله اختیار در انسان رو زیر سوال ببره، درست و غلطشو نمیدونم اما پسر ما که هدف اصلیش از جلو انداختن ما به جای خودش قایم نمودن نیت خودش پشت عمل ماست، یه چیزی تو مایه های همون نفی اختیار خودش و تبر...
6 آذر 1392

پسرک ِ صرفه جو

لطفا اول ادامه مطلب رو بخونین... ........ ............ دو نکته مهم و درعین حال جالب تو تلفظ تمام کلمات پسریمون اکتفا کردنش به همون هجای نخستشون و بعد هم به کار بردن یک تلفظ برای تعداد زیادی کلمه مختلفه (مثل da)، البته میدونم که به خاطر سنش هم هست و مسلما بعدا کاملشونو میگه اما برام جالبه که مثل خیلی از بچه های دیگه نمیاد تلفیقی از حروف مختلف کلماتو به کار ببره، بلکه بیشتر اوقات همون ابتدای کلمه رو ادا میکنه، پسرمون صرفه جوئه دیگه   در مورد اون نکته دوم که گفتم برای چند تا کلمه یک کلمه یِ ساخت خودش مثلا da رو به کار میبره تو درس آواشناسی یه مثالی داشتیم که خیلی جالب بود براتون میگم: فرض کنین پسرم دفتر میخواد، منم چشمهامو بست...
4 آذر 1392

طوطی ِ خونه ی ما

این روزها گوشش مدام به زبان ماست، یک بار تو ماشین بودیم که یک کلمه ای رو بعد از شنیدنش از ما به زبون خودش تقلید کرد و گفت: ...(متاسفانه یادم رفته اون کلمه چی بود!) من و همسرم کلی تعجب کردیم و گفتیم علیرضا مگه تو طوطی هستی؟ دیدیم گفت : دودی؟ ما رو میگین؟ کل مسیر اینجوری بودیم ...
2 آذر 1392

فراخوان

سلام دوستان تازگیها به ذهنم رسیده که کاش بشه تو این محیط مجازی یک بخشی راه بیندازیم که بشه از طریق اون با شهرهای مختلف ایران عزیزمون، آداب و رسومشون، سوغاتیها ی مخصوصشون و جاهای دیدنیشون و .... آشنا بشیم. میدونین چی شد که این طرح به ذهنم رسید؟  
1 آذر 1392

کاراگاه پسری و همکارش

تصویر شماره (1)     تصویر شماره (2)     تصویر شماره (3)     تصویر شماره (4)     تصویرشماره  1 صحنه ای رو نشون میده که منظور  هدف جناب کاراگاه ماست، در تصویر شماره2 میتونین دستیار کاراگاه رو مشاهده کنین، تصویر شماره3 هم دور شدن با عجله ی کاراگاه و دستیارش  از محل رو بعد از   اتمام کار (خالی نمودن ویترین از اجناس داخلش با چسبوندن   این وسیله    انگری برد به شیشه کمد و باز نمودن ویترین) نشون میده، همونطور که تو تصویر شماره 4  مشاهده میکنین نتیجه ی کار  هم میشه رسیدن به این ماشینها و بازی باهاشون البته به مدت خ...
1 آذر 1392

متد زبان آموزی بچه ها

از خواب بیدار میشه، بدون وقفه بلند میشه می ایسته (انگار که یک کار واجبی داشته باشه ، اکثر موارد وقتی از خواب بیدار میشه و سرحاله راه میفته به سمت یک هدف نامعلومی تو خونه )، میاد طرف من که دارم چیزی  میخورم، اشاره میکنه و میگه "به"  "به"، میگم بله به بهه، بر میگرده به سمت بخور، نگاهش میکنه و میگه "bo"  (  قبلا بهش یاد دادیم اسمشو)، میگم بله بخوره، بخور،(به خاطر سرماخوردگی این روزهاش با دستگاه بخور هم اشناشده دیگه!) دوباره به غذام نگاه میکنه و میگه "به به"، و من دوباره میگم بله به بهه بیا بخور، بعد میگه "با با "، و من میم بابا کو؟ رفته اداره.. رو میکنه به سمت بخاری و با انگشتش نشونش میده و میگه "bo"، ...
30 آبان 1392

از اون پو تا این پو

*مادربزرگش عاشق پولکیه و این علاقه رو پسری هم به ارث برده انگار، به زبون خودش بهش میگه "پو" میخوای؟ و این وروجک در جواب نه نمیاره، و هر دوشون کیف میکنن از این بده بستون، و من خوشحالم که هر دوشون خوشحالن هرچند حین این  همه  "پو" دادن و "پو" گرفتن فرشهای خونمون هم از چسبناک و کثیف شدن بی نصیب نمیمونن   *به پسری میگم بیا بخواب تا پوشکتو عوض کنم، میخوابه روی زمین،  روی پارچه ی مخصوصش، به همسرم میگم میشه بی زحمت از بالای کمد یه پوشک  بدی ؟ پسری که این روزها گوشش مدام به دهان ماست و شده طوطی¹  خونمون  با لحن پرسشانه میگه"پو؟" و من یکدفعه یاد این حسن تصادف بانمک وخنده دار میفتم و میگم: ...
29 آبان 1392