داداش ِ انگشتی!!!!
8.یا عزیز معمولا وقتی میون ِ صحبت کردن هام با پسری بهش می گم : "مامانی دوست داری یه آبجی داشته باشی؟ یا داداش؟" خیلی جدی می گه : "نه!" اما این اواخر 1 وقتی دوباره این سوال رو ازش پرسیدم در جوابم با تعجبی کودکانه گفت : "من که داداش دارم!" گفتم : "داری؟ کجاست؟ نکنه علی محمد 2 رو می گی؟"، گفت : "نه، اونی که برام خریدی!"، متوجه منظورش نشدم و گفتم برو بیارش، رفت و از میون اسباب بازی هاش این رو آورد و گفت : "اینه دیگه! این داداشمه" با حالتی شبیه به وقتی که آدم رو از خواب ترسناک بیدار می کنن گفتم "آههههان، اینو می گی! " ...
تجربیات ِ مادرانه از بدقلقی های کودکانه (1)
7.یامهیمن دوستان خوبم سلام امیدوارم حال همگیتون خوب باشه... ما چند وقتیه که حسابی با بدقلقی های پسرکمون درگیریم، هوای روزگارمون گاهی ابری ِ ابریه و گاهی هم آفتابی، وقتی آسمون ِ خونمون آفتابیه حسابی کیفور می شیم و با ابری شدنش بساط اشک و گریست که برپا می شه، خلاصه با اینکه تا حدی از مطالعاتی که داشتم به این نتیجه رسیدم که این حالات طبیعیه و البته گذرا و ویژه ی سنش، باز هم به خاطر تسلی خاطر بیشتر و استفاده از تجربیات مادرانه مشتاقم که موارد بدقلقی بچه هاتون رو به تفصیل بشنوم، و همینطور نوع برخورد شما رو، مو به مو و با ذکر تمام واکنشهاتون، از منفی تا مثبت، و همینطور موفقیتهایی که در این زمینه داشتید. و ام...



